Read this page in: English . Azəri . فارسی

go to: First Page

Go Back


فارسی - زبان اصلیAzeri


آواز ِ دور
فرزاد نامی – از مجموعه اشعار کتاب اشک باده نوش

 

 

 آواز می خوانم ، تا که بايد خواه

 در کنار رَسته ای از دختری بی هنگام

 يا که در آن سوتر ، پيشِ يک درويشِ بی پيمان

 پيشِ يک آبادی ، کُنجِ يک باز چَپَر.

 

 آواز می خوانم ، تا که بايد باش

 و زلال بايد ، بادِ زود هنگامِ سرو

 و گوارا بادا ، چشمه ی سوارَک های آب

 بی گمان کانجا ، هنرم بی داد است

 بی گمان اينجا نيز ، گوشِ کَر بسيار است.

 

 آواز می خوانم ، تا که بايد مِهر

 از خوشی ، از غنچه ی لب بازِ فکر

 که شايد طُرفه ای سبزه که آراسته اش

 از چلچله ی روشنیِ باغچه ی ناز.

 چنان می خوانم تا صدايم دورتر

 بر سَرِ آبادیِ شب ، باز تابد

 و زيرِ مهتابِ درخت بنشيند ، در بيشه ی پير

 

می نويسم تا تهِ آب

 شعرهايم تا دشت ، پَرِ موسيقی باد ، پُرِ موسيقیِ باد

 من نديدم در شهر ، کوچه ای از آغاز

 تا سَرِ خواب نهفت ، ساقه ای نازک نيز.

 

 نمی خوانم خاک ، شَهدِ يک تلخیِ مرگ

 پای ، در جوی تولد بسته ام

 بر طَبله ، تپيده ستاره ای رنگين

 بر پوچیِ افسارِ گناه ، نگون سرای

 می کشاند آنجا که خود می خواند.

 

 آواز می خوانم ، تا که بايد آه

 آزاد بادا ، آهِ بايدها 

 که گذشته شاديم ، اين است.

 

بالای صفحه

لیست اشعار

به زبان دیگر بخوانید

 

 

All rights reserved. No reprint is allowed without express authors' name.

هرگونه کپی برداری از مطالب ، بدون ذکر نام نویسنده ممنوع است و پیگرد قانونی دارد