Read this page in: English . Azəri . فارسی

go to: First Page

Go Back

سهراب ساده است اما ساده اندیش نیست

 

از سهراب سپهری قبل از مرگش و بعد از مرگش سخن ها گفته شده ، نقدها شده و زندگی نامه هایی نوشته شده است که بیانگر والا بودنش و تاثیر این شاعر ساده اما نه ساده اندیش شده است.

 

او شاعری توانا بوده و هست. مورد بوده را به کار می برم چون چه زود و چه نزدیک دنیای فلسفی پر رنگ و شاعرانه ی رنگارنگ را از بودنش و استعداد فراوانش غافل ساخت.  کلمه ی هست را به کار بردم چون هنوز از او یادگارهایی به جا مانده که زنده بودنش را بی شک و تردید مثال می زند. وقتی می گویم یادگارها منظورم تنها به اشعار و نقاشی هایش محدود نمی شود. او آئینه ای بر رنگ های شاعرانه ی استعدادهای جدیدی شد که سکوت را بر نوشتن ترجیح می دادند.

 

افکار عارفانه ی سپهری در پرتوی از سادگی شکل گرفته است. و اما آیا می توان او را صاحب اندیشه های ساده دانست؟ روحش بر لحظات سبز و رنگین کودکی تاب می خورد و نگاهش را از آب ، رود ، درخت و خاک بر نمی گرداند.

او به همه چیز  و همه کس روح می بخشد و در اشعارش به خدایی از شعر تبدیل می شود که او را شاعری یکتا در شیوه ی خود می شناساند.

 

او کلام مهر را بر اشعارش می آمیزد و گل سرخ را با رنگی ملایم در شعر خود جای می دهد و جاودانه می سازد. در اشعارش طبیعت یکسان و همه جا وطن اوست. او خود را از این مکان و زمان جدا ساخته است. او به این دنیا به چشم مردم عادی نمی نگرد. او ساده است اما ساده اندیش نیست. او سالار سبز غافله ی محبت است.

 

کلام ساده در اشعار سهراب به شعری عارفانه تبدیل می شود و نقاشی هایش جان می بخشد. سهراب مرد سفر است و خود را مسافری می داند که باید سفر کند. سهراب می بیند و می شناسد و در اشعارش دیده هایش را بازگو می کند. راز گل سرخ برای او سخنی آشناست. اشعارش پیر است ولی کهنه نیست. او در طبیعتی عارفانه جان گرفته است و کهنگی در آن طبیعت جایی ندارد. سهراب از آب رودخانه ی آن طبیعت مست گشته است و صدای آب را می شناسد و خاطره ی آن دیار را با اشعارش چون آئینه می تاباند.

ف. نامی

Nov, 2007

 

 

بالای صفحه

لیست مقالات

 

All rights reserved. No reprint is allowed without express authors' name.

هرگونه کپی برداری از مطالب ، بدون ذکر نام نویسنده ممنوع است و پیگرد قانونی دارد